کندل چیست؟ آشنایی با انواع کندل در تحلیل تکنیکال

در معاملات ارزهای دیجیتال، تنها چند ثانیه کافی است تا جهت حرکت بازار تغییر کند؛ بااینحال، «ردپای قیمت» همواره در قالب کندل روی نمودار ثبت میشود. اگر قصد دارید بازار را واقعا درک کنید باید زبان کندلها را بیاموزید؛ زبانی که سالهاست معاملهگران حرفهای برای شناسایی نواحی ورود و خروج و مدیریت ریسک از آن بهره میگیرند.
کندلها نمایی بصری و روایت لحظهبهلحظه از جدال میان خریداران و فروشندگان هستند که نشان میدهند چه زمانی بازار تحت فشار تقاضا قرار میگیرد؛ در چه لحظهای دچار تردید میشود و کجا احتمالاً در آستانه تغییر روند قرار دارد. در این مقاله از بلاگ صرافی ارز دیجیتال او ام پی فینکس، میآموزیم کندل چیست سپس ساختار کندلها، شیوه تفسیر آنها در بستر روند و کاربردهای عملیشان را بررسی خواهیم کرد.
کندل چیست؟
کندل استیک (Candlestick) یکی از مهمترین و سادهترین ابزارهای نمایش قیمت در نمودارهای مالی و تحلیل تکنیکال است. هر کندل در یک تایم فریم یا بازه زمانی مشخص ــ از یک دقیقه تا یک ماه ــ تغییرات قیمت را خلاصه کرده و تصویری روشن از رفتار بازار ارائه میدهد. به طور کلی، کندلها چهار نقطه کلیدی قیمت را نشان میدهند:
- قیمت بازشدن (Open)
- بالاترین قیمت (High)
- پایینترین قیمت (Low)
- قیمت بستهشدن (Close)
این چهار نقطه در قالب «بدنه» و «سایهها» نمایش داده میشوند و بازتابی از وضعیت عرضه و تقاضا در همان بازه زمانی هستند. به همین دلیل، کندلها به معاملهگران امکان میدهند فشار خرید و فروش، میزان نوسان روزانه و حتی الگوهای بازگشتی یا الگوهای ادامه دهنده روند را سریعتر تشخیص دهند. اجزای اصلی تشکیلدهنده یک کندل عبارتند از:
بدنه
بدنه (Body) بخش مستطیلشکل اصلی کندل است که فاصله بین قیمت باز شدن و قیمت بسته شدن را نشان میدهد. بدنه بلند نشاندهنده فشار قوی خرید یا فروش و بدنه کوچک یا عدم شکلگیری بدنه نشاندهنده تردید در بازار است. اگر قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت باز شدن باشد، بدنه معمولاً سبز یا توخالی و اگر پایینتر باشد قرمز یا توپر است.
سایهها
خطوط نازکی که از بالا و پایین بدنه خارج میشوند را سایه یا شدو (Wick یا Shadow) مینامند. سایه بالایی خط نازک بالای بدنه و نشاندهنده بیشترین قیمت و سایه پایینی خط نازک زیر بدنه و نشاندهنده کمترین قیمت در آن بازه زمانی هستند.
قیمت بازشدن
اولین قیمتی است که در ابتدای بازه زمانی، دارایی با آن معامله شدهاست. این قیمت معمولاً لبه پایین بدنه در کندل صعودی (سبز) و لبه بالای بدنه در کندل نزولی (قرمز) را تشکیل میدهد. برای مثال راس ساعت ۱ بعدازظهر، کندل یک ساعته بیت کوین با قیمت ۹۶ هزا دلار باز میشود.
قیمت بستهشدن
قیمتی است که در انتهای همان بازه زمانی، آخرین معامله انجام شده یا کندل با آن قیمت بسته شدهاست. قیمت بسته شدن مهمترین قیمت در تحلیل تکنیکال محسوب میشود چون نشاندهنده نظر نهایی بازار در آن بازه است. در مثال قبلی، کندل پس از گذشت یک ساعت، با قیمت ۹۶ هزار و ۱۰۰ دلار بسته میشود و یک کندل سبز تشکیل میهد.
بالاترین قیمت
بیشترین قیمتی که حتی برای لحظهای کوتاه در طول کل بازه زمانی دارایی به آن رسیدهاست، حتی اگر معامله بزرگی روی آن سطح انجام نشدهباشد. این قیمت همیشه نوک سایه بالایی (Upper Wick) را مشخص میکند و نشاندهنده حداکثر قدرت خریداران در آن دوره است.
پایینترین قیمت
کمترین قیمتی که در طول همان بازه زمانی، دارایی حتی برای لحظهای به آن رسیدهاست. این قیمت انتهای سایه پایینی (Lower Wick) را تشکیل میدهد و نشاندهنده حداکثر فشار فروش یا قدرت فروشندگان در یک بازه زمانی است.

رنگ کندل چه چیزی را نشان میدهد؟
رنگ یا حالت پر/خالی بودن بدنه کندل، جهت حرکت قیمت در آن بازه زمانی را مشخص میکند.
- کندل سبز، سفید یا توخالی: نشاندهنده صعودی بودن بازار است؛ یعنی قیمت بستهشدن بالاتر از قیمت بازشدن قرار گرفته و قدرت در دست خریداران بودهاست.
- کندل قرمز، مشکی یا توپر: بیانگر نزولی بودن بازار است؛ یعنی قیمت بستهشدن پایینتر از قیمت بازشدن قرار گرفته و فروشندگان کنترل بیشتری در این بازه داشتهاند.
گفتنی است که صرفنظر از رنگ انتخابی در پلتفرم، مفهوم اصلی همواره یکسان است: «کندلها بازتابی از تسلط خریداران یا فروشندگان در آن بازه زمانی هستند». بنابراین، صرفنظر از اینکه رنگ کندل چیست، باید به منطق پشت رنگها توجه کرد.
چگونه کندلها را تفسیر کنیم؟
تفسیر کندل استیک تنها زمانی معتبر و سودآور خواهد بود که در چارچوب ساختار کلی بازار یعنی در ارتباط با خط روند غالب، سطوح کلیدی حمایت و مقاومت، حجم معاملات و رفتار قیمت در گذشته بررسی شود. هیچ کندلی بهتنهایی سیگنال قطعی محسوب نمیشود و آنچه اهمیت دارد، قرار گرفتن کندل در بستر صحیح بازار است.
کندل سبز بلند
کندل سبز بلند (Strong Bullish Candle) نشاندهنده فشار خرید بسیار شدید و تسلط کامل خریداران در بازه زمانی مشخص است. چنین کندلی معمولاً بهعنوان نشانهای از ادامه روند صعودی یا آغاز یک موج جدید رشد تفسیر میشود، بهویژه زمانی که در بالای سطح حمایت معتبر یا پس از شکست مقاومت شکل بگیرد.
کندل قرمز بلند
کندل قرمز بلند (Strong Bearish Candle) بیانگر غلبه کامل فروشندگان و فشار سنگین عرضه در یک بازه زمانی مشخص است. چنین کندلی معمولاً نشانهای از ادامه روند نزولی یا آغاز یک موج ریزشی تازه محسوب میشود، بهویژه زمانی که در زیر سطح مقاومت معتبر یا در سقف یک محدوده رنج و یا بعد از کاهش قیمت به زیر یک حمایت مهم ظاهر گردد.
در نظر داشتهباشید که اگر کندلهایی بلند در میانه یک روند صعودی یا نزولی قدرتمند شکل بگیرند، غالباً بهعنوان یک اصلاح موقت یا پولبک شناخته شده و بهندرت بیانگر تغییر روند اصلی هستند.
اندازه بدنه: سیگنال قدرت یا ضعف
اندازه بدنه کندل یکی از مهمترین شاخصها برای سنجش میزان قدرت یا ضعف در حرکت بازار است. بدنه بزرگ نشاندهنده اختلاف قابلتوجه میان قیمت باز و بستهشدن است که معمولاً بهعنوان نشانهای از قدرت خریداران یا فروشندگان در آن بازه زمانی تفسیر میشود.
بهطور مثال، اگر کندل صعودی دارای بدنه بزرگ باشد، بیانگر فشار خرید قوی و تسلط خریداران بر بازار است؛ در مقابل، بدنه بزرگ در کندل نزولی بهمعنای غلبه فروشندگان و ضعف تقاضا است.
از سوی دیگر، بدنههای کوچک (مثل کندلهای دوجی) معمولا بهعنوان علامت بلاتکلیفی یا کاهش مومنتوم تلقی میشوند و میتوانند نشانهای از توقف روند یا آغاز فاز اصلاحی باشند. بنابراین تحلیلگر با بررسی اندازه بدنه در کنار سایر اجزای کندل (سایهها و حجم معاملات) میتواند تصویری دقیقتر از قدرت نسبی نیروهای عرضه و تقاضا در ساختار بازار به دست آورد.
طول و موقعیت سایهها: اطلاعات رفتار بازار
سایههای کندل (که در میان تریدرها با عنوان شَدو نیز شناخته میشوند) نشاندهنده محدوده نوسان قیمت در طول بازه زمانی هستند و اطلاعات ارزشمندی درباره رفتار بازار و روانشناسی معاملهگران ارائه میدهند:
سایه بلند بالایی: بیانگر آن است که قیمت در طول دوره به سطح بالاتری رسیدهاست، اما در نهایت فروشندگان توانستهاند آن را پایین بیاورند. این حالت معمولاً نشانه فشار عرضه و مقاومت در برابر رشد قیمت است.
سایه بلند پایینی: نشان میدهد که قیمت در بازه زمانی مورد نظر به سطح پایینتری سقوط کردهاست، اما خریداران موفق شدهاند آن را دوباره بالا بکشند. این وضعیت اغلب بهعنوان علامت حمایت و افزایش تقاضا تفسیر میشود.
سایههای کوتاه یا نبود سایه: نشاندهنده ثبات نسبی و تسلط یکطرفه خریداران یا فروشندگان است؛ بهطور مثال، کندل بدون سایه پایینی در روند صعودی میتواند نشانه قدرت بالای خریداران باشد.
موقعیت سایهها نسبت به بدنه: اگر سایهها متوازن باشند، بازار در حالت بلاتکلیفی قرار دارد؛ اما سایههای نامتقارن معمولاً نشاندهنده کشمکش شدید میان عرضه و تقاضا در نقاط کلیدی حمایت یا مقاومت هستند.
به این ترتیب، تحلیلگر با بررسی طول و موقعیت سایهها میتواند سطوح روانی بازار، نقاط برگشت احتمالی و شدت فشار عرضه و تقاضا را بهتر درک کند.
کاربرد کندلها در تحلیل تکنیکال
کندلها یکی از ابزارهای بنیادین در تحلیل تکنیکال هستند که به معاملهگران امکان میدهند رفتار قیمت ارزهای دیجیتال و روانشناسی بازار را در قالبی ساده و بصری درک کنند. با ترکیب اطلاعات مربوط به بدنه و سایهها، میتوان قدرت عرضه و تقاضا، نقاط کلیدی تصمیمگیری و حتی احتمال تغییر روند را شناسایی کرد. به همین دلیل، کندلها نهتنها برای تحلیلگران حرفهای بلکه برای معاملهگران تازهکار نیز بهعنوان زبان مشترک بازار شناختهمیشوند.
- شناسایی جهت روند کوتاهمدت و میانمدت: بررسی توالی کندلها کمک میکند تا جهت غالب بازار (صعودی یا نزولی) مشخص شود و معاملهگر بتواند استراتژی خود را با روند هماهنگ کند.
- تشخیص نقاط ورود و خروج بر اساس الگوهای شمعی: الگوهایی مانند «Doji» ،«Hammer» و «Engulfing» از پرکاربردترین نشانهها برای تعیین زمان مناسب ورود یا خروج هستند و در منابع معتبر مانند اینوستوپدیا (Investopedia) نیز بهعنوان ابزار تصمیمگیری معرفی شدهاند.
- تعیین سطوح حمایت/مقاومت: سطح بستهشدن کندلها اغلب نشاندهنده قیمتهایی است که معاملهگران به آن واکنش نشان میدهند و میتواند بهعنوان حمایت یا مقاومت عمل کند.
- تایید شکستها یا شناسایی شکستهای جعلی: تحلیل بدنه و سایهها همراه با حجم معاملات کمک میکند تا معاملهگر تشخیص دهد آیا شکست یک سطح معتبر بوده یا صرفاً یک حرکت فریبنده است.
لازم به ذکر است که علاوه بر موارد فوق، همراه کردن الگوهای کندلی با اندیکاتورهایی مانند شاخص قدرت نسبی (RSI) یا میانگینهای متحرک باعث کاهش خطا و افزایش اعتبار سیگنالها میشود.
آشنایی با انواع کندل در تحلیل تکنیکال
تا اینجا فهمیدیم کندل چیست و توضیح دادیم که هر نوع کندل با شکل و ویژگی خاص خود، اطلاعات متفاوتی درباره قدرت خریداران و فروشندگان، روندها و نقاط احتمالی برگشت قیمت ارائه میدهد. شناخت انواع کندلها به شما کمک میکند تا رفتار بازار را دقیقتر تفسیر کرده و تصمیمهای معاملاتی آگاهانهتری بگیرید.
کندل مارابوزو
کندل مارابوزو (Marubozu) یکی از قدرتمندترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال است که با بدنهای بلند و نبود سایه شناخته میشود و نشاندهنده تسلط کامل یکطرف بازار بر جریان معاملات است. در حالت صعودی، این کندل پایینتر از کندل نزولی قبلی باز شده و بالاتر از نیمه آن بسته میشود؛ ساختاری که بیانگر قدرت خریداران و فشار تقاضا است و اغلب بهعنوان سیگنال ادامه روند صعودی یا آغاز موج جدید خرید تلقی میگردد.

در حالت نزولی، کندل بالاتر از کندل صعودی قبلی باز شده و پایینتر از نیمه آن بسته میشود که نشانهای از غلبه فروشندگان و فشار عرضه است و معمولاً آغاز یا ادامه روند نزولی را هشدار میدهد.
کندل دوجی
کندل دوجی (Doji) زمانی شکل میگیرد که قیمت باز و بستهشدن تقریباً برابر باشند و بدنه آن بسیار کوچک دیدهشود؛ درحالیکه ممکن است طول سایههای بالا و پایین متغیر باشند. در نتیجه ظاهر آن شبیه علامت بعلاوه (+) به نظر میرسد. این ساختار نشاندهنده بلاتکلیفی بازار و برابری نسبی قدرت میان خریداران و فروشندگان است.

کندل چکش
کندل چکش یا همر (Hammer) زمانی شکل میگیرد که قیمت در ابتدا کاهش یافتهاست، اما در ادامه خریداران توانستهاند کنترل بازار را دوباره به دست گیرند و قیمت را در سطوحی نزدیک سقف کندل ببندند. ساختار این کندل شامل بدنهای کوچک در بالا و سایهای بلند در پایین است و معمولاً در انتهای روند نزولی ظاهر میشود. هرچه سایه پایینی بلندتر و حجم معاملات بیشتر باشد، اعتبار آن برای آغاز یک روند جدید قویتر خواهد بود.

کندل چکش معکوس
چکش معکوس (Inverted Hammer) نیز در انتهای روند نزولی دیدهمیشود، با این تفاوت که یک بدنه کوچک در پایین و سایه بلندی در بالا قرار میگیرد. این ساختار نشان میدهد که بازار تلاش کردهاست قیمت را افزایش دهد، اما هنوز قدرت کافی برای تثبیت صعود وجود ندارد.
کندل مرد حلقآویز
کندل مرد حلقآویز (Hanging Man) از نظر شکل ظاهری شباهت زیادی به کندل چکش دارد، اما تفاوت اصلی آن در موقعیت تشکیل آن نهفتهاست؛ این کندل معمولاً در انتهای یک روند صعودی ظاهر میشود. ساختار آن شامل بدنهای کوچک در بالا و سایهای بلند در پایین است که فشار فروش شدید در طول بازه زمانی مورد نظر را نشان میدهد. چنین رفتاری اغلب نشانهای از ضعف خریداران در سقفهای قیمتی و احتمال آغاز اصلاح یا بازگشت نزولی است.

کندل شوتینگ استار
کندل شوتینگ استار یا همان ستاره دنبالهدار (Shooting Star) معمولاً در انتهای روندهای صعودی ظاهر میشود و ساختار آن شامل بدنهای کوچک در پایین و سایهای بلند در بالا است. این شکل نشان میدهد که قیمت در ابتدا با فشار خریداران جهش کردهاست، اما در ادامه فروشندگان توانستهاند بازار را به سمت پایین برگردانند و مانع تثبیت قیمت در سطوح بالاتر شوند. چنین رفتاری اغلب بهعنوان هشدار بازگشت احتمالی روند تلقی میشود.

الگوی مورنینگ استار
الگوی مورنینگ استار یا ستاره صبحگاهی (Morning Star) یک ترکیب سهمرحلهای با ماهیت صعودی است که معمولاً در سطوح کف بازار ظاهر میشود. این الگو شامل یک کندل نزولی بزرگ، سپس یک کندل کوچک (مانند دوجی یا بدنه کوتاه) و در نهایت یک کندل صعودی قدرتمند است. چنین ساختاری نشاندهنده کاهش فشار فروش، شکلگیری تردید در بازار و در نهایت بازگشت قدرت به دست خریداران است.

مطالعه بیشتر: معرفی کندلهای نشان دهنده ورود پول
الگوی ستاره شامگاهی
ستاره شامگاهی یا عصرگاهی (Evening Star) نسخه نزولی ستاره صبحگاهی است و معمولاً در سقف روندهای صعودی شکل میگیرد. این الگو از سه بخش یعنی یک کندل صعودی بزرگ، سپس یک کندل کوچک در بالا و در پایان یک کندل نزولی قوی تشکیل میشود. چنین ترکیبی نشان میدهد روند صعودی رو به پایان است و احساسات معاملهگران بهسمت فروش تغییر کردهاست. هرچه کندل پایانی قدرت بیشتری داشتهباشد، احتمال آغاز یک روند نزولی تازه افزایش مییابد.

الگوی سه سرباز سفید
الگوی سه سرباز سفید (Three White Soldiers) یک نشانه قدرتمند صعودی است که از سه کندل متوالی با بدنههای بلند تشکیل میشود. هر کندل در این الگو بالاتر از سطح بستهشدن کندل قبلی باز شده و در سطحی بالاتر بسته میشود؛ ساختاری که نشاندهنده افزایش پایدار قدرت خریداران و تسلط آنها بر بازار است. این الگو معمولاً پس از یک روند نزولی یا دوره طولانی نوسان خنثی ظاهر میشود و میتواند بهعنوان نقطه آغاز یک حرکت صعودی قدرتمند تلقی گردد.

الگوی سه کلاغ سیاه
در مقابل، الگوی سه کلاغ سیاه (Three Black Crows) یک نشانه نزولی است که از سه کندل متوالی با بدنههای بلند نزولی تشکیل میشود. هر کندل در این الگو پایینتر از سطح بستهشدن کندل قبلی باز شده و در سطحی پایینتر بسته میشود؛ ساختاری که بیانگر فشار مداوم فروشندگان و کاهش اعتماد خریداران است. این الگو معمولاً در سقفهای قیمتی یا پس از یک روند صعودی طولانی دیدهمیشود و هشداری جدی برای آغاز روند نزولی یا اصلاح عمیق بازار است.
کندل اسپینینگ تاپ
کندل فرفره یا اسپینینگ تاپ (Spinning Top) با بدنهای کوچک و سایههای نسبتاً بلند در بالا و پایین شناخته میشود و نشاندهنده تعادل نسبی میان خریداران و فروشندگان است. این الگو معمولاً پس از یک حرکت پرشتاب صعودی یا نزولی ظاهر میشود و بیانگر ورود بازار به مرحله بلاتکلیفی و کاهش مومنتوم است.

اسپینینگ تاپ در روندهای قوی میتواند بهعنوان هشدار اولیه پایان حرکت یا آغاز اصلاح تلقی شود، اما بهتنهایی سیگنال قطعی تغییر روند نیست. معاملهگران حرفهای معمولاً منتظر کندلهای بعدی میمانند تا جهت واقعی بازار مشخص شود.
مطالعه بیشتر: محبوب ترین الگوهای قیمتی بازار کریپتو از نگاه تریدرها
الگوی هارامی
الگوی هارامی (Harami Pattern) یک ساختار دوکندلی است که در آن کندل دوم کوچکتر بوده و کاملاً در محدوده بدنه کندل قبلی قرار میگیرد. اگر این الگو در کفهای قیمتی شکل گیرد، باعنوان هارامی صعودی، نشاندهنده کاهش فشار فروش و ورود خریداران است؛ و اگر در سقفها ظاهر شود، بهعنوان هارامی نزولی ضعف خریداران و احتمال آغاز فشار فروش را هشدار میدهد.

کندل بولیش اینگالف
الگوی اینگالف یا پوشای صعودی (Bullish Engulfing) زمانی شکل میگیرد که یک کندل صعودی بزرگ، بدنه کندل نزولی قبلی را بهطور کامل دربرگیرد. این ساختار نشاندهنده غلبه خریداران بر فروشندگان است و معمولاً در پایینترین سطوح روند یا پس از اصلاحهای شدید دیدهمیشود. معاملهگران آن را یکی از معتبرترین نشانههای بازگشت صعودی و تغییر محسوس احساسات بازار میدانند.

کندل باریش اینگالف
در مقابل، الگوی پوشای نزولی (Bearish Engulfing) هنگامی رخ میدهد که یک کندل نزولی قدرتمند، بدنه کندل صعودی پیشین را کاملاً ببلعد. این الگو غالباً در سقفها یا پس از ضعف روند صعودی ظاهر میشود و بیانگر تسلط فروشندگان بر بازار است. اگر با حجم معاملات بالا همراه گردد، میتواند آغازگر یک موج نزولی تازه باشد و بهعنوان سیگنال خروج در سقفها مورد توجه قرار گیرد.
کندل پینبار
الگوی پینبار (Pin Bar) کندلی با بدنهای کوچک و سایهای بلند است که بدنه آن معمولاً از انتهای سایه کندل قبلی شروع میشود. سایه بلند نشاندهنده تلاش ناموفق بازار برای تثبیت قیمت در یک سطح خاص است، درحالیکه بدنه کوچک، اختلاف اندک میان قیمت باز و بسته شدن را نشان میدهد.

اگر سایه بلند رو به بالا باشد، الگو بهعنوان پینبار نزولی شناخته میشود و معمولاً در سقفها یا نواحی مقاومت ظاهر شده و احتمال برگشت قیمت به سمت پایین را نشان میدهد. در مقابل، سایه بلند رو به پایین نشانه پینبار صعودی است که اغلب در کفها یا نواحی حمایت شکل میگیرد و بیانگر ورود دوباره خریداران و احتمال صعود قیمت خواهد بود. این الگو یکی از کلیدیترین نشانههای بازگشتی در پرایساکشن محسوب میشود.
الگوهای کندل استیک در تحلیل تکنیکال
کندل استیکها که ریشه در ژاپن باستان دارند، امروز به یکی از ابزارهای اصلی تحلیل تکنیکال بازارهای مالی تبدیل شدهاند و با نمایش دقیق رفتار قیمت در بازههای زمانی مختلف، امکان شناسایی الگوهای صعودی و نزولی را برای معاملهگران فراهم میکنند. در این مقاله با مهمترین الگوهای کندل استیک مانند مارابوزو، دوجی، چکش و غیره آشنا شدید. توجه داشتهباشید که این الگوها بهتنهایی سیگنال قطعی ورود یا خروج به معامله نیستند و باید در کنار سایر ابزارهای تحلیلی برای تأیید ستاپ معاملاتی استفاده شوند. بهرهگیری هوشمندانه از کندل استیکها میتواند به شما در تشخیص روندها، مدیریت ریسک و افزایش دقت معاملات کمک کند.
سوال متداول کاربران درباره کندل استیک
- آیا کندلها بهتنهایی برای تصمیمگیری کافی هستند؟
خیر؛ کندلها باید همراه با ابزارهای دیگر مثل اندیکاتورها و حجم معاملات بررسی شوند.
- بهترین تایمفریم برای استفاده از الگوهای کندل چیست؟
هرچه تایمفریم بالاتر باشد (مثلاً روزانه یا هفتگی)، اعتبار الگو بیشتر خواهد بود.
- آیا الگوهای کندل استیک در همه بازارها کاربرد دارند؟
بله؛ این الگوها در بازار سهام، فارکس، ارز دیجیتال و کالاها قابل استفاده هستند.
- عوامل موثر بر اعتبار الگوی کندل چیست؟
حجم معاملات بالا، موقعیت کندل در نزدیکی حمایت یا مقاومت و تأیید توسط کندلهای بعدی.
- آیا کندلها میتوانند جهت دقیق حرکت بازار را پیشبینی کنند؟
خیر؛ کندلها تنها نشانهای از احساسات بازار هستند و باید در کنار تحلیل روند و مدیریت ریسک استفاده شوند.




با سلام. بسیار عالی بود
مرسی از همراهی شما
بسیار عالی بود
سلام وقت بخیر. ممنون که با ما هستید.